گل پسر
مامانی پای کامپیوتر بود و ایلیا و خاله نیکا هم داشتند پاپ کورن می خوردن.مامانی یه لحظه متوجه شد که ایلیا داره اونو صدا می زنه آخه مثل همیشه واضح نمی گفت مامانی.مامان رفت سراغ ایلیا دید ایلیا یه دونه پاپ کورن تودستشه و می خواد بده به مامانی.مامانی داشت دلش غش می رفت وای یعنی واقعا ایلیا می خواست اینو بده به من؟
مامانی پاپ کورن رو تو دهن گذاشت دید خیسه.اومد پاپ کورن رو بخوره دید سفته نگو که یه نفر قبلا اونو خورده بوده و چون سفت بود هیچ کس رو بهتر از مامانی پیدا نکرده بود.![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


گل پسر
